تبليغاتX
ابري ها

ابري ها

وسایل ارتباط جمعی امریکا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 18:45  توسط محمد  | 

بدون شرح

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 18:32  توسط محمد  | 

نشانه شناسی شرلوک هلمز

 
 

این مطلب برداشتی از صفحه ۲۵ کتاب «روش های تحلیل رسانه ها» نوشته آرتور آسابرگر با ترجمه زیبا و روان پرویز اجلالی است.

در داستانهای شرلوک هلمز همیشه وضعیتی پیش می آید که همه را گیج می کند. اما هلمز بالاخره راه حل آن را پیدا می کند.

او این کار را با خواندن نشانه هایی که دیگران پیش پا افتاده و بی اهمیت می شمارند انجام می دهد. در داستان «جواهر آبی»، واتسن، هلمز را در حال وارسی کردن کلاهی که پلیسی برایش آورده مشاهده می کند. واتسن کلاه را اینگونه توصیف می کند: کهنه، با آستری رنگ و رو رفته، شکافته شده، پر از گرد و خاک و دارای چند لکه. هلمز از واتسن می پرسد که از این کلاه چه چیزهایی راجع به صاحبش می توان استنباط کرد؟ واتسن پس از وارسی کلاه می گوید: هیچ چیز.

در این هنگام هلمز مفصلا توضیح می دهد که صاحب کلاه دارای چه خصوصیاتی است، مثلا بسیار روشنفکر است. یک باره بخت از او برگشته، زنش دیگر دوستش ندارد، بیشتر خانه نشین است و احتمالا در خانه اش از گاز خبری نیست. واتسن تعجب می کند: «حتما شوخی می کنی، هلمز؟» در این هنگام هلمز نشان می دهد که چگونه به این نتایج رسیده است. وی کلاه را وارسی کرده به بعضی چیزها توجه نشان داده (دال ها) و از آنجا شروع به پیشروی کرده است (مدلول های پنهان را تشریح کرده است).

دال: اندازه کلاه (بزرگی مغز) مدلول: صاحب کلاه روشنفکر است.

دال: کیفیت کلاه خوب است اما سه سال از عمر آن گذشته مدلول: مرد کلاه تازه ای ندارد، بخت از او برگشته و وضعیت خوبی ندارد.

دال: هفته هاست که کلاه تمیز نشده است  مدلول: همسر مرد دیگر دوستش ندارد

دال: گرد و خاک روی کلاه، گرد و خاک قهوه ای رنگ خانه است  مدلول: مرد کمتر از خانه بیرون می رود.

دال: لکه های شمع آب شده بر کلاه دیده می شود.  مدلول: خانه گاز ندارد.

معانی در نشانه ها و متون (که می توان آنها را مجموعه ای از نشانه ها دانست)همیشه نمایان نیستند بلکه باید آنها را جست و جو کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 16:28  توسط محمد  | 

نشانه ها و حقیقت

 

امبرتو اکو می گوید از نشانه ها هم می توان برای گفتن حقیقت استفاده کرد و هم برای دروغ گفتن. در نظریه نشانه شناسی می نویسد: نشانه شناسی با آنچه می تواند نشانه تلقی شود سر و کار دارد. نشانه هر چیزی است که بتوان آن را به عنوان جانشین چیز دیگری به کار برد. این چیز دیگر لازم نیست موقعی که نشانه ای را به جای آن می گذاریم الزاما وجود داشته و در جایی قرار گرفته باشد. بنابراین اصولا نشانه شناسی علم مطالعه همه چیزهایی است که می توان برای دروغ گفتن به کار برد. اگر از چیزی نتوان برای دروغ گفتن استفاده کرد، از آن نمی توان برای گفتن حقیقت هم استفاده کرد. در واقع برای گفتن هیچ چیز نمی توان آن را بکار برد. به نظر من تعریف نشانه شناسی بر مبنای نظریه دروغ گفتن را می توان برنامه ای کاملا جامع برای علمی به نام نشانه شناسی عمومی به شمار آورد.

بعضی راههایی را که به کمک آنها می توانیم دروغ بگوییم یا مودبانه تر بگویم دیگران را با نشانه ها گمراه می کنیم نام ببرم:

کلاه گیس: شخص کچل یا دارای مویی به رنگ دیگر

کفش پاشنه بلند: کوتاه قدها را بلند قد می کند

موی رنگ کرده: بلوندهایی که در واقع خرمایی اند و نظایر اینها

تمارض: تظاهر می کند به این که مریض است

خالی بندی: دروغ هایی که به مردم ضرری نمی رساند...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 16:23  توسط محمد  | 

دال بی مدلول

این علامتهای روی دیوار، برایم مانند خط خطیهای بی‌هدف، دالی بی مدلول هستند. یا شاید هم نه؛ علامتهای

دزدان و شب‌روها – که خبر از موقعیّت خانه و وضعیّت صاحبش میدهند. ۹۶-۲۲ یعنی صاحب خانة بیست و

 دو ساله با مادربزرگ نود و شش ساله‌اش زندگی میکند. ۵/۲ یعنی، دو متر و نیم طناب کافی است و ... . یا

شاید علامتهایی بر خانه‌هایمان تا برای روز مبادا خودیها را از غیرخودیها جدا کنند؛ مثل علامت هلال روی

 واگنهای قطار مسلمانان در جنگهای داخلی هند.


این خط خطیهای بی‌هدف، این دالهای بی‌مدلول، برای من در درجة صفر عکسند و حاوی ارجاعی نیستند؛ برای

دزدها و شبروها، شاید امّا نه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 15:52  توسط محمد  | 

message(پیام)

If you re too busy to take the time to send this message to someone you

love and you tell yourself you will send it "one of these days "just think ...one

"of these days you may not be here to send it

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست

دارید بفرستید،و به خودتان می گویید که"یکی از این روزها"آن را خواهم

فرستاد،فقط فکر کنید..."یکی از این روزها" ممکن است اینجا نباشید که آن را بفرستید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 15:13  توسط محمد  | 

information(ارتباطات)

we build more computers to hold more information to produce more copies but have less

communication we are long on quantity but short on quality

کامپوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم تا رونوشت های بیشتری تولید

کنیم اما ارتباطات کمتری داریم.ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 14:29  توسط محمد  | 

نماد

                                                                            

نماد چیست؟

 نماد از مفاهیم بسیار مهم در جامعه شناسی ارتباطات به حساب می آید.در فرهنگ فارسی عمید نماد به معنای نماینده ،نمود آمده است. در كتب علوم اجتماعی نماد از دو منظر بررسی شده است.

1-   در معنای محدود كلمه نماد جلوه ای است عینی كه واقعیت مجردی را مجسم می دارد. به عبارت دیگر نماد نشان یا علامتی است كه  برای تجسم واقعیتی غیر مادی بكار می رود.

2-   درمعنای كلی نماد به معنای نشانی است قرار دادی ،نسبی وتابع شرایط طبیعی ویژه . از نظر جامعه شناس نمادها جلوه هایی عینی هستند كه از معناهایی كه توسط همه یا اكثر افراد جامعه شناخته شده اند را به نمایش می گذارند.

عناصر تشكیل دهنده نماد 

1-     دال : كه جانشین چیز دیگری است.

2-     طبقه مدلول : در واقع دیگری است كه دال جای آن را می گیرد.

3-     دلالت : رابط بین دال ومدلول است وتوسط دیگران درك وتفسیر می شود.

طبقه بندی نمادها

نمادها را می توان براساس نوع شكل گیری به دودسته طبیعی وقراردادی تقسیم كرد.

نمادهای طبیعی

برخی از نمادها بطور طبیعی با مدلول خود رابطه دارند . لذا هرانسانی قادر است به سادگی آنها را درك نماید . مانند:دود كه نشانه اتش است،خاك مرطوب كه نشانه بارندگی شب قبل است و البته اینها فقط علائم ابتدایی به حساب می ایند.

نمادهای قراردادی

طیف گسترده ای از نمادها قراردادی هستند،می توان گفت تقریباً تمامی نمادهای اجتماعی ازاین دسته هستند. بهترین نمونه آنها علائم راهنمایی ورانندگی است كه تمامی رانندگان درآن وجه اشتراك دارند.شكل گیری نمادهای اجتماعی تابع شرایط اجتماعی ،سیاسی، جغرافیای و است برای نمونه دركشور عربستان به لحاظ ویژگی طبیعی شتر از اهمیت خاصی برخوردار است لذا برای شناختن انواع آن بالغ برپانصد اسم بوحود آمده است.درهرمحیط اجتماعی درطول زمان بطور قراردادی بین اعضای جامعه برسر شناختن یا نامیدن یایادآوری لحظه ها، خاطرات،تاریخ وگذشته ازكلمات یا حركات رمزی استفاده می كنندكه فقط برای افراد همان جامعه قابل درك وتفسیر است. مانند:نیمه شعبان،22بهمن ،شب یلداو .

دسته بندی نمادها به لحاظ شكل

نمادهای صوتی:

نمادهایی كه بوسیله زبان بكارگرفته می شودوتنها راه دریافت    آن گوش است.مانند: صدای چیك چیك آب ،صدای جیرجیرك و ،استفاده از واژه ها درفرایند ارتباط (صحبت كردن)،صدای اذان از بلندگو،صدای زنگ تلفن، صدای رادیو، و

نمادهای دیداری:

نمادهای كه بوسیله چشم دریافت می شوند.شامل نماهای نوشتاری مانند:متن نامه،شعر،روزنامه و .

نمادهای تصویری مانند:تصاویر ثابت،نقاشی ،عكس و ،تصاویر متحرك چون فیلم،كارتون و .اشكال مانند:مجسمه،بناهای تاریخی و

نمادهای حركتی مانند:اشاره كردن،چشمك زدن،لبخندزدن،شكلك درآوردن،حركات موزون بدن(رقص)و ازاین نمادها تحت عنوان زبان بدنی یا اشاره یادشده است.قسمت عمدی نمادهای موجود درجامعه جزء این نمادها دیداری هستند.لذاهنگامیكه فرد حس بینایی خود راازدست بدهدتاحدودزیادی ارتباطش با جامعه مختل می گردد.

نمادهای حسی:

این دسته نمادهاشامل حس بویایی مانند:بوی انواع عطر،ادكلن و حس لامسه چون خط بریل برای نابینایان،درك گرما وسرماو.حس چشایی چون مزه ترشی ،شیرینی و

همانطور كه گفته شد این نمادها رامی توان به دودسته طبیعی وغیرطبیعی (قراردادی )تقشیم كرد.

 مهمترین ابزار انسان برای فهم نمادها حواس پنچگانه است. هرگاه یكی از حواس انسان دچار آسیب جدّی شود،فرد توانایی شناسایی یا به عبارتی درك آن دسته از نمادها را نخواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 18:22  توسط محمد  | 

حسین

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:11  توسط محمد  | 

راه

نامم را پدرم انتخاب کرد!

 نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

 دیگر بس است!

 راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:10  توسط محمد  | 

تنها

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

طعم توفيق را مي چشاند

و چه تلخ است لذت را "
تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را
تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "
تنها" خوشبخت بودن

در بهشت
تنها بودن سخت تر از کوير است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

"
تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

"
تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "
تنهايي" را احساس کردم


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:9  توسط محمد  | 

خیانت

 

شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ...

 خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:3  توسط محمد  | 

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

(لئو بو سکا لیا)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:3  توسط محمد  | 

دعا

 

 

خدایا تقدیر مرا خیر بنویس

آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

 و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم

****************

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:1  توسط محمد  | 

شيوه ي ارتباط جديد

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

بچه گيياي ما كجا!!!!!!!!!!اينا كجا########

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 17:20  توسط محمد  | 

فلسفه ارتباط جمعي

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 17:2  توسط محمد  | 

مخاطب همچون بازار

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

توي اين بازار شمـــــــــــــــــــــــــــــــــــا كجاييد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 16:47  توسط محمد  | 

كودكان و رسانه هاي جمعي

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

يقينا نبايد تمام صحنه هايي را كه در برنامه هاي تلويزيوني نمايش داده مي شوند،را يكسان انگاشت و تمام كودكان را نيز يكي گرفت.نتيجه آن كه فراگيري اتخاذ رفتارها و گرايش هاي پرخاش جويانه از تلويزيون بستگي به ماهيت نمايش ها و شرايط فردي تماشا گر دارد.در تماشاي برنامه ها،بزرگان به اين فكرند كه كودكان شايد برنامه هاي تفريحي،سريال خانوادگي و داستان هاي كوتاه را تماشا مي كنند.در حالي كه بسياري از كودكان به اخبار ،مصاحبه و گفتگو هاي تلويزيون علاقه دارند.كه روي همين دلايل ما نتوانسته ايمبرنامه دلخواه آنان را در نظر گيريم.لــــــــــــــــــــــــطفا در تماشاي تلــــــــــــــــويزيون علاقه ي دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــبندانتان را در نظر بگيريد!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 16:24  توسط محمد  | 

نواي آســـــــــــــماني

ســـــــــــــــــــــلام دوستان عـــــــــــــــــــــــــــزيز؛

به جرات مي توان گفت يكي از شاخصه هاي نزديكي به خداوند متعال اذان و بانك دلنشين اين نواي آسماني بوده وهست.استاد عزيزم به من سپرده كه در مورد تاثيرات روحي و رواني اذان بر انسانها تحقيق كنم.از شما درخواست دارم تابنويسيد «وقتي صداي اذان رو مي شنويد چه حالي پيدا مي كنيد»

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:19  توسط محمد  | 

اخلاقيات شخصيت

امروزه با فردي مواجه مي شويم كه مثل آدمهاي ماشيني رفتار مي كند،كسي كه خود را نمي شناسد و نمي فهمد،تنها كسي كه مي شناسد شخصي است كه تصور مي كند كه بايد باشد،گپ زدنهاي بي معنايش جاي گفتاري از دل برآمده را گرفته،لبخند تصنعي اش جاي قهقهه خنده را،و ياس ملال انگيزش جاي درد راستين را.درباره اين فرد دو چيز مي توان گفت:

يكي اينكه از فقدان خود انگيختگي و فرديتي رنج مي كشد كه شايد علاج ناپذير بنمايد.ديگر اينكه اساسا با ما ميليونها نفري كه در اين سياره به سر مي بريم فرقي نداره.«اريش فروم»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 17:7  توسط محمد  | 

برنامه ريزي

راسل ايكاف*،نوشته است:

«انبوهي از برنامه هاي سازماني را كه من ديده ام مثل مناسك رقص بارانند**و تاثيري بر هواي پس از آن ندارند؛اما كساني كه در آن شركت مي كنند،فكر مي كنند،دارد.افزون بر اين،بسياري از توصيه ها و دستورهاي مر بوط به برنامه ريزي،درباره بهتر كردن رقص است نه تغيير هوا!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 17:18  توسط محمد  | 

ميل به مهم بودن

گوته***،معتقد بود:

«وقتي با انسان همان گونه كه هست رفتار مي كنيم،او را به كمتر از آن چه هست تنزل داده ايم و وقتي با او طوري رفتار مي كنيم كه گويي هم اكنون به آن چه بالقوه مي توانست باشد رسيده است،او را آن گونه كه بايد باشد اعتلا بخشيده ايم»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 10:14  توسط محمد  | 

ابزار موفقيت

اگر قابليتهاي فني و انساني شما ضعيف باشد،در بكارگيري ديگران،براي خود و آن ها ايجاد زحمت خواهيد كرد وتعبير زيباي آبرهام مازلو،نيز مويد همين معناست،او معتقد است:«اگر تنها ابزاري كه در دست داريد يك چكش است،خيلي دلتان مي خواهد با همه چيز طوري رفتار كنيد،انگار كه ميخ هستند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 12:55  توسط محمد  | 

آرمان

فضانوردان آپولو،تقريبا تمام عمر را وقف سفر به كره ماه كرده بودند،اما پس از آن كه به زمين برگشتند،بعضي از آنها دچار افسردگي شديد شدند.آيا هدفي بالاتر از سفر به كره ي ماه و كشف فضاي خارج از زمين وجود داشت كه آنها انتظارش را بكشند و به آن دست نيافته باشند!؟؟

بزرگ ترين هدفي را كه شما مي خواهيد به ان دست يابيد چيست؟آيا آن هدف به اندازه اي بزرگ و ارزشمند است تا پس از رسيدن به آن احساس تاسف و يا اندوه به شما دست ندهد؟

آيا بهتر نيست در سفر زندگي ،آرماني براي خود انتخاب كنيد كه اساس اهداف خرد و كلان تان باشد و به زندگي فردي و شغلي شما تا ابد،معنا ببخشد؟*

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 9:27  توسط محمد  | 

نظام كششي

بيل كرانفورد،معتقد است:

همچنان كه يك تكه ريسمان را نمي توان فشار داد،ولي بسيار راحت مي توان آن را كشيد،انسان ها نيز بر حسب سرشت و فطرت خود به اين خصوصيت ريسمان شباهت دارند،به طوري كه مجبور كردن آنها مشكل و هدايت آنها آسان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 18:16  توسط محمد  | 

بار دلتنگيت

بار دلتنگيت بستي ،ديگه وقت رفتنه

داري مي ري و فقط خاطره هات سهم منه

دلم از حادثه خونه چشم از خاطره خيس

دوس داري برو ولي نامه برامون بنويس

مي توني دل بكني تا ته دنيا برسي

امروزو رها كني تا خود فردا برسي

مي توني همسفر خاطره هاي بد باشي

مي توني راه رسيدن به شب بلد باشي

مي توني تو چار ديوار غربت دنيا بري

مي توني هر جا بموني مي توني هر جا بري

اما هرگز نمي توني غمو تنها بذاري

تو مسافري نميشه غربتو جا بذاري

خاطرت هر جا كه باشي بازم اينجا مي مونه

تا ابد غصه ي غربت تو دلت جا مي مونه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 17:47  توسط محمد  | 

معيار تشويق

دانش و بینش آینده ی پر سودی را تضمین نمی کنند،اما بدون آن ها سفر به آينده ي پر سود،هرگز آغاز نمي شود.

آن چه در ميان همه ي افراد موفق ،مشترك است،فهم عالي آْن ها در تفاوت ميان حركت و جهت است.
مهم ترين عامل موفقيت واين گرستكي،قهرمان بزرگ هاكي جهان نيز از اين قاعده مستثني نيست.
وقتي از او سبب موفقيت اش را پرسيدند،گفت:
«موقعي كه ساير بازيكنان به دنبال توپ حركت مي كنن،من به طرف محلي مي روم كه توپ به آن جا خواهد رسيد!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:24  توسط محمد  | 

هر كسي جاي خود

"چارلي چاپلين"كمدين وارسته و مشهور جهان،ضمن توصيه به بلند نظري،معتقد است«دنیا آن قدر بزرگ است که برای همه مخلوقات جایی هست،پس به جای آن که جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید»
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:9  توسط محمد  | 

درخت خود خواهي

در اندونزي درختي به نام يوپاس وجود دارد.اين درخت سم ترشح مي كند و چنان انبوه و پر برگ است كه گياهي را كه در اطراف آن رشد كند نابود مي كند.

متاسفانه بايد بگوييم من كساني را ميشناسم كه مانند درخت يوپاس هيچ خاصيتي براي اطرافيان ندارند.اين آدمها خودپسند و مقتدرند.آن ها همه چيز را براي خود مي خواهند و دوست دارند مركز توجه واقع شوند.هيچ علاقه اي براي كمك به ديگران ندارند ولي از همه به نفع خود بهره مي جويند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:4  توسط محمد  | 

تحول در اندیشه ها

زنی فرزانه تکه سنگی گران بها یافت.روز بعد ره گذری را در کوهستان ملاقات کرد که گرسنه بود.زن فرزانه کیفش را گشود تا غذایش را با او قسمت کند.ره گذر گرسنه سنگ گران بها را در کیف زن دید و از او خواست تا آن را به او بدهد.زن بی درنگ سنگ قیمتی را با خوش رویی به او داد.ره گذر رفت و می دانست که در تمام عمر بی نیاز خواهد زیست.اما چند روز بعد نزد زن بازگشت تا سنگ گران بها را به او برگرداند.او گفت:

«من این سنگ قیمتی را به شما باز می گردانم به این امید که چیز ارزشمندتری به من بدهید.آن چیزی که در درون شماست و شما را قادر می سازد تا این سنگ گران بها را به من عطا کنی»

آن زن فرزانه به همراه سنگ کیمیایی به ره گذر بخشید که مس وجودش را به طلای ناب مبدل ساخت.

آیا شما قادرید چیز با ارزشی به دیگران بدهید به طوری که در اندیشه و بینش آن ها تحولی ایجاد نمایید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 14:20  توسط محمد  |